امتیاز :
 تعداد امتیاز ها - 0
 تعداد بازدید - 5538

 ایده ساخت و ساز در حریم زاینده‌رود توهم است!

تابستان سال جاری بود که دانشگاه هنر اصفهان با همکاری مدرسه ملی عالی معماری ورسای فرانسه اولین مدرسه تابستانی بین المللی را با موضوع "اصفهان شهری که زاینده رودش در حال از دست رفتن است" برگزار کرد که عمده طرح های مطرح شده در آن با موضوع ایجاد سازه در بستر زاینده رود و باور به خشک شدن این رود با مخالفت بسیاری از دوستداران زاینده رود و میراث ملی مواجه شد.

بعد از برگزاری این مدرسه تابستانی، اولین پروپوزال(طرح پیشنهادی) مقطع تحصیلات تکمیلی رشته معماری با موضوع ایجاد سازه در بستر زاینده رود و با عنوان "طراحی بستر رودخانه زاینده رود اصفهان در راستای بهره برداری بهینه در طول فصول خشکسالی با منظرسازی و فن آوری سازه های سبک از پل خواجو تا پل فردوسی" ابتدا در شورای تحصیلات تکمیلی دانشکده معماری و شهرسازی و سپس در شورای تحصیلات تکمیلی دانشگاه هنر اصفهان به تصویب رسید؛ طرحی که برای نخستین بار در این دانشگاه مطرح می‌شد و با وجود تصویب، مخالفانش نیز به شدت به آن معترض شدند. خبرگزاری ایمنا بر آن شد تا به بررسی این طرح از دیدگاه موافقان و مخالفان آن بپردازد.

یک پیشنهاد

سیما سرکار، دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد معماری دانشگاه هنر اصفهان است که طرح پیشنهادی مصوب در دانشگاه هنر اصفهان توسط وی انتخاب و ارایه شده است. او می گوید: من حدود یک سال منتظر تصویب پروپوزالم بودم. مخالفت هایی که با این طرح صورت گرفت عموماً این بود که "شما چرا می خواهید در بستر زاینده رود کار کنید و زاینده رود هنوز خشک نشده است"، اما من برای همه اینها جواب داشتم، اول اینکه در این طرح قرار است یک سازه و فضای فرهنگی موقت در بستر زاینده رود ایجاد شود که در مواقعی که زاینده رود آب ندارد در بستر آن برپا و در مواقعی هم که آب به آن باز می گردد کاملاً برچیده می شود و هیچ دخل و تصرفی در بستر اصلی آن انجام نمی گیرد، یعنی تأثیری در اکوسیستم این رود نخواهد داشت و کاملاً برنامه ریزی شده است.

او می افزاید: دلیل انتخاب این موضوع این است که زاینده رود اکنون در وضعیتی قرار دارد که تقریباً بیش از شش ماه از سال را آب ندارد و من حتی به این موضوع هم توجه داشتم که اگر زمانی توانستند رودخانه را کاملاً احیا کنند، کار من هیچ تأثیری نخواهد داشت، ولی در مواقعی که آب ندارد و باعث ایجاد یاس و ناامیدی در مردم این شهر، کاهش تعداد گردشگر و ایجاد منظره ای نامطلوب می شود و حتی امنیت اجتماعی را کاهش می دهد، می تواند موجب جذب مردم برای حضور در این منطقه شده، شاخص امنیت اجتماعی را بالا برده و منظره نامطلوب شهری اش تا حدودی از بین برود.

این دانشجوی کارشناسی ارشد معماری ادامه می دهد: اکنون می توانیم بگوییم که زاینده رود به صورت مصنوعی فصلی شده و تنها در برخی از ماه های سال آب دارد. در شهر "هاربین" در شمال شرقی کشور چین نیز رودخانه هایی وجود دارد که در زمستان یخ می زند و آنها از همین تهدید یا ضعف استفاده کرده و حتی در آن بستر یخی، سازه ایجاد می کنند و به اجرای انواع بازی بر روی یخ می پردازند، به این ترتیب زمانی که رودخانه یخ می زند نیز قابلیت استفاده پیدا می کند و به منطقه ای توریستی تبدیل می شود. اکنون قصد من این است که از ضعف خشکی زاینده رود استفاده کرده تا طراحی سازه موجب تجمع مردم در کنار رودخانه و بالا بردن امنیت اجتماعی شود. ضمن اینکه این سازه در زمانی که آب در رودخانه جاری است کاملاً جمع آوری می شود در زمان خشکی فقط موجب مخفی ماندن بستر نامطلوب می شود و تنها یک کف کاذب موقت بر روی آن قرار می گیرد.

سرکار ادامه می دهد: نمونه هایی از اجرای سازه در رودخانه های خشک کشورهای دیگر نیز وجود دارد و حتی برخی از این سازه ها موقتی نیز نبوده اند؛ اما تأکید و اصرار من بر موقتی بودن سازه در بستر زاینده رود است، چون نمی خواهم هیچ دخل و تصرفی در موقعیت کنونی زاینده رود صورت بگیرد. من به عنوان یک دانشجو به ارایه پیشنهادی تحقیقاتی می پردازم که هیچ ضمانت اجرایی ندارد که کسی بخواهد در مقابل آن جبهه گیری کند، این آلترناتیو به عنوان یک نمونه ارایه می شود و می توان بر روی آن مطالعه کرد، اگر مورد پسند واقع شد و کارشناسان خبره آن را تأیید کردند، شاید بتوان در آینده از آن استفاده کرد.

او درباره دلیل انتخاب بستر زاینده رود برای ایجاد سازه مورد نظر میان پل های خواجو و فردوسی می گوید: معمولا در محدوده پل خواجو جمعیت قابل توجهی وجود دارد و خشکی زاینده رود در این منطقه بیشتر به چشم گردشگران می آید، این محدوده را انتخاب کردم. قصد دارم ضعف خشکی رودخانه در این قسمت بیشتر منعکس شده و حامل پیامی برای همه باشد.

با موضوعات علمی، برخورد سیاسی نمی‌کنیم

رامین مدنی، سرپرست دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه هنر اصفهان اظهار می کند: در مرحله پیشنهاد و بررسیِ طرح ممکن ها و غیر ممکن ها هستیم، این تفاوتِ نگاهی است که در دانشگاه نسبت به محیط های اجرایی وجود دارد و خیلی خوب است اگر دانشگاه ها قدرت اجرایی و عملیاتی داشته باشند، اما چنین نیست. آنچه ارایه شده تنها یک پروپوزال است که روابط بین چند متغیر را بررسی می کند و شاید مورد تأیید واقع شده و یا نشود، ما نمی توانیم جلوی یک درخواست را گرفته و آن را ممیزی کنیم. در واقع یک پروپوزال به منزله عملکرد یک دانشگاه نیست و تحقق پذیری هم تنها شرط لازم و کافی برای یک پروپوزال نیست. ما آیین نامه و دستورالعملی نداریم که این فرضیه ها را نقد یا تأیید کنیم، ولی برای بررسی و نقد علمی دستورالعمل داریم.

او با اشاره به عدم توجه به زاینده رود به عنوان یک پیکرۀ کلی در این پروپوزال و در نظر گرفتن محدوده ای مشخص از بستر این رود بدون توجه به کلیت آن می گوید: ما موضوع را در مطالعات بالادست در نظر می گیریم و بعد درباره جزئی از آن فکر کرده و پیشنهاد می دهیم. قطعاً تسلط کلی بر روی پیکره وجود دارد، ولی ما آن را به صورت تخصصی در بخش جزئی مطرح می کنیم. در این پایان نامه موضوع لندسکیپ و سازه به صورتی موقتی مطرح شده است و حرفی از ماندگاری نیست. سازه موقت در بسیاری از سایت های تاریخی وجود دارد، حتی در تخت جمشید، بازارچه، بلیت فروشی و رستوران های موقت با فلز و پیچ و مهره ایجاد شده اند و این مسئله اشکالی ندارد، چون به بنای تاریخی صدمه نمی زند. در مورد ابنیه تاریخی حق ساخت و ساز نداریم، اما در بسیاری از بافت های تاریخی و کشورهای بزرگ دنیا ساختمان های اصلی حفظ شده، ولی عملکردها و هیجان ها و حیات شهروندان با سازه موقت ممکن شده است.

مدنی ادامه می دهد: شاید این پایان نامه بتواند زشتی و ضعف خشکی رودخانه را زننده تر نشان داده و آن را به عنوان یک اعتراض مطرح کند. این پروژه بی ریسک نیست، ولی می‌توانیم احتمالات، راه حل ها و خلاقیت هایش را بررسی کنیم. در موزه "لوور" هم وقتی هرم شیشه ای را در جلوی آن ساختمان قدیمی ایجاد کردند، ابتدا مخالفان بسیاری داشت و نگرانی هایی درباره آن مطرح شد، اما یا لوور باید در حد موزه ای کوچک و محدود باقی می ماند و یا توسعه می یافت، در نهایت هم این راهکار خلاقانه به یک سبک تبدیل شد. ما از یک پایان نامه کارشناسی ارشد یا دکتری انتظار ارایه سبک نداریم، ولی جلوی خلاقیت و تفکرات آن را هم نمی گیریم. باید به مسایل علمی نگاهی آکادمیک داشت نه نگاهی سیاسی.

عضو هیئت علمی دانشگاه هنر اصفهان می افزاید: دانشجو باید بداند که پروپوزال حدس آگاهانه است، دانشجو حق انتخاب دارد، او ادعایی می کند و بر مبنای شواهدی پیش می رود. ما از سویی با تجارب تلخی مثل تخریب حمام خسروآقا مواجه بوده ایم و از سوی دیگر با طرح هایی روبه رو می شویم که می توانند بسیار موفق باشند، بنابراین باید میان این ترس و امید حرکت کنیم.

رامین مدنی با اشاره به برگزاری مدرسه تابستانی هنر در دو بخش نظری و تمرین های دانشجویی می گوید: در هر پدیده ای فرصت ها و تهدیدهایی وجود دارد که دانشگاه موظف به بررسی آنها از حیث علمی است. ما ناچار به زندگی، پیشرفت، تغییر و هماهنگی با شرایط هستیم، اما هماهنگی تنها به معنی پذیرش نیست و باید در هر پدیده ای به جستجوی فرصت ها بپردازیم. رسالت اصلی ما تلاش برای ثبت جهانی زاینده رود است تا همه این دغدغه ها حل شود، اما نخستین مسئله ای که در علم در نظر می گیرم ابطال پذیری است و مطلق تصمیم نمی گیریم.

یک تمرین و تجربۀ دانشجویی

بهادر زمانی معاون آموزشی و تحصیلات تکمیلی دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه هنر اصفهان در این خصوص می گوید: این پایان نامه مقبولیت خشکی زاینده رود را دنبال نمی کند، بلکه به طرحِ مسئله ای خاص در حوزه ای تخصصی می پردازد و تاکید دارد که این طرح به صورت موقتی و برای کاهش اثرات، تبعات و پیامدهای روحی و روانی خشکی زاینده رود ارایه شده است و چنانچه مسائل حوزه کلان و آبخیز حل شود و دوباره شاهد جریان آب در بستر زاینده رود باشیم، این سازه برچیده می شود. این پایان نامه به یک چاره اندیشی موقتی و مقطعی برای خشکی رودخانه می پردازد و این معضل را دایمی تلقی نکرده است.

وی می افزاید: یکی از عوامل افسردگی شهروندان اصفهانی بستر خشک و ملال آور رودخانه است، بنابراین افراد در حوزه ها و با تخصص های مختلف می توانند برای این موضوع چاره اندیشی کنند و تجارب مختلفی از این مسئله نیز در جهان وجود دارد. هرچند در این طرح، دغدغه و نگرانی بابت مقبولیت و پذیرش خشکی رودخانه هم دغدغه ای به جا و شایسته است، اما این پایان نامه چنین هدفی را دنبال نمی کند.

او با تاکید بر اینکه نباید از خود رفع تکلیف کرده و دست روی دست بگذاریم تا شاید روزی آب به زاینده رود بازگردد، می گوید: رسالت حرفه ای معماران لندسکیپ و گرافیست های محیطی این است که در مقیاس و مصداقی که با آن روبرو هستند چاره اندیشی کنند، در این پایان نامه نیز موضوع طرح سازه موقت از منظر یک متخصص سازه های موقت و یک متخصص لندسکیپ بررسی شده است و اگر کسی بخواهد این موضوع را به عنوان مقبولیت خشکی زاینده رود تعبیر کند باید به تعبیر او شک کرد! این دغدغه نباید در زمانی مطرح شود که کسی با نیت خیر، رسالت و انگیزه حرفه ای به دنبال کاهش تبعات و پیامدهای روحی و روانی خشکی رودخانه است.

عضو هیئت علمی دانشگاه هنر اصفهان با تاکید بر اینکه از مداخلات صورت گرفته در بافت‌های تاریخی و میراث طبیعی تجارب مختلفی داریم و اساتید کاملا از اهمیت این موضوع مطلع هستند، می گوید: اما اکنون با یک معضل زیست محیطی مواجهیم که باید در مقیاسی کلان حل شود. باید به این نکته نیز توجه کرد که این پایان نامه ای داشنجویی است و اصلاً ضمانت اجرایی ندارد و درواقع یک تمرین دانشجویی است که ملاحظات مختلفی در آن در نظر گرفته شده و تاکید شده است که نصب لندسکیپ با هدف صیانت از ارزش های طبیعی است و هدفی به جز حفاظت از محیط زیست در این طرح دنبال نشده است.

زمانی ادامه می دهد: متاسفانه بسیاری از اقدامات ما ضمانت اجرایی و تحقق پذیری اندکی دارد و تحقق آن ها نیازمند بازنگری در زیرساخت ها، قوانین و مقررات است. ضرورت دارد که مدیران اجرایی نسبت به دانشگاه دیدگاهی حرفه ای داشته باشند و متقابلاً میان این دو بخش اعتمادسازی صورت بگیرد؛ همچنین این پایان نامه هیچ ارتباطی به طرح مدرسه تابستانه که پیش از این در دانشگاه هنر اصفهان برگزار شد، ندارد.

ایده ای برای بهبود وضعیت زاینده رودِ خشک

آرمین بهرامیان عضو هیئت علمی دانشگاه هنر اصفهان که به عنوان یکی از اساتید راهنمای این پروژه معرفی شده است نیز اظهار می کند: تعداد پروژه هایی که در دانشکده معماری دانشگاه هنر اصفهان توسط معماران طراحی و اجرا شده است به سه یا چهار عدد هم نمی رسد و این قضیه درباره تمام دانشکده های معماری صادق است. برای اجرایی شدن طرح پروپوزال سازه موقت بر بستر زاینده رود هم باید دفتر فنی دانشگاه وارد عمل شود و اصلا اجرایی شدن یا نشدن آن دغدغۀ این دانشگاه نیست. اینجا محل ایده دادن است و این ایده ها می تواند سبب خیر باشد و مردم را نسبت به موضوعی حساس کند. این طرح اندازی ها الزاما اجرایی نمی شود و حتی اگر تا پای اجرا برود هم صرفاً برای حساس کردن مردم است.

کارشناس ارشد معماری و دکترای لندسکیپ ادامه می دهد: ماهیت پروژه ای که از سوی این دانشجو ارایه شده است به طرح ایجاد سازه های موقت بین پل فردوسی تا حدود ۵۰ متر بعد از پل خواجو می پردازد و برای زمانی است که آب در رودخانه وجود ندارد تا این صورت زشت و دلخراش را نداشته باشد، چون پل خواجو برای مردم اصفهان و گردشگران داخلی و خارجی اهمیت و ارزش زیادی دارد، این طرح به این نقطه از رودخانه توجه داشته است. در این طرح نوعی کف سازی در بستر رودخانه انجام می شود که وقتی آب در آن جاری می شود، جمع و لوله می شود، در حوالی پل فردوسی کیوسک های مدرن پرتابل و در حوالی پل خواجو اجرای طرح مبلمان یا سایه بان و یا لامپ هایی به صورت پرتابل در نظر گرفته شده که وقتی آب در رودخانه جاری شود به قسمت دیگری حمل می شود، البته ایده‌آل این است که این طرح برای کل مسیر رودخانه اجرا شود، ولی این اقدام به دلیل زمان‌بندی برای دانشجو امکان پذیر نیست،

او با بیان اینکه معضل خشکی زاینده رود پیش از این هم وجود داشته است، اما چنانچه عکس ها نشان می دهد رودخانه و حاشیه آن از ظاهر زیبایی برخوردار بوده است، می‌گوید: وضعیت فعلی رودخانه بسیار آزاردهنده و ناراحت کننده است، وظیفه من و شما جاری کردن آب در زاینده رود نیست و این تصمیم ها باید از سوی مسئولان اداره آب اتخاذ شود، همچنین کف رودخانه از لحاظ قانونی در تملک وزارت آب است و اصلاً امکان ساخت و ساز در آن وجود ندارد، به جای حساسیت های بی مورد باید درباره اموری حساسیت داشت که به دنبال ارایه طرحی برای رفع این معضلات هستند.

او با بیان اینکه برای رفع معضل خشکی زاینده رود روش های مختلفی وجود دارد، می‌گوید: یکی از این روش ها طرح آب‌چرخانی است که ایرادات محیط زیستی دارد و باعث می شود کف رودخانه فشرده شده و بمیرد. روش دیگر این است که شق القمر کرده و آب را به صورت دایمی به رودخانه بازگردانیم که این مسئله در حال حاضر انجام نمی شود. اکنون ما قصد داریم در راستای بهبود این وضعیت اقدام کنیم، به همین خاطر هم به طرح سازه ای پرداخته ایم که می تواند به صورت موقتی اجرا شود و به محض جریان آب در رودخانه بتوان آن را جمع کرد و البته طرح این سازه به نحوی ارایه شده است که پس از جمع آوری می تواند برای بهبود وضعیت پارک های اطراف رودخانه استفاده شود.

او با بیان اینکه حتی در شهرهای تاریخی بزرگی مانند رم و پاریس هم دایره اختیارات وسیعی در این زمینه وجود دارد، می گوید: متاسفانه در اصفهان فقط بخش آکادمیک به ارایه طرح در این زمینه می پردازد و مسئولان حتی اجازۀ ارایه این طرح ها و سخن گفتن از حریم رودخانه را هم نمی دهند. طبق قانون، "حریم" فضایی عمومی برای استفاده عموم مردم است و باید تلاش کرد که منظر آن از بین نرود. به همین دلیل هم گفته می شود که تا فاصله ۱۵۰ متری رودخانه ساخت و ساز انجام نشود، اما اگر طرحی ارایه شود که آسیبی به حریم وارد نکند، چرا نباید اجرا شود؟ در خصوص رودخانه "تیمز" در لندن هم اگرچه به روح قانون عدم ساخت و ساز در حریم رودخانه وفادار بودند، ولی ساختمان هایی هم در این فضا ساخته شده است، اما در اینجا با سوار شدن بر موج هیجان مردم به طرحی که از سوی دانشکده معماری ارایه شده است و اصولا به هیچ وجه هم اجرا نمی شود اجازه تخطی نمی دهند و این فقط باعث می‌شود که در جا بزنیم.

فکر نمی کنم رودخانه تغییر چندانی کند

مهدی محمودی سرپرست گروه آموزشی معماری دانشکده معماری و شهرسازی از دیگر اساتید راهنمای این پایان نامه با تاکید بر اینکه در حالی که دیگر در زاینده رود آبی وجود ندارد، نمی توانیم واقعیت خشکی آن را نپذیریم، می گوید: مقصود مخالفان این پروپوزال این است که نگوییم رودخانه خشک است و تا جایی که امکان دارد به فکر برگشتن آن به حالت سابقش باشیم، این امر طبیعی است و قطعا اولویت با بازگرداندن آب به رودخانه است، ولی این را در نظر بگیرید که در دانشکده های معماری معمولا پروژه هایی ارایه می شود تا بر روی آنها فکر شود، نه اینکه الزاما به اجرا دربیاید. در این پروژه هم مطرح شده است که اگر رودخانه خشک بماند می توان چنین راه حلی برای آن در نظر گرفت و این یک احتمال است و به نظر من تمرین خیلی خوبی است که دانشجو دارد انجام می دهد.

او در خصوص قابلیت اجرایی پایان نامه های مقطع تحصیلات تکمیلی می گوید: این پروژه ها قابلیت اجرایی دارند و هدف و نیت ما هم اجرایی شدن آنهاست، ولی به احتمال زیاد اجرا نخواهد شد. آنچه در مبحث طراحی اهمیت دارد طرح "مسئله" است و این پایان نامه نیز طرح یک مسئله است و به این سمت رفته که چطور می شود مشکل را حل کرد و از این نظر اقدام بی ارزشی نیست، هرچند ممکن است در نهایت به این نتیجه برسد که بهتر است هیچ کاری در بستر زاینده رود انجام ندهیم و از خیر ساخت و ساز بگذریم، ولی اینکه چنین مسئله ای به عنوان یک موضوع توسط دانشجویی مورد بررسی قرار بگیرد اقدامی ارزشمند است و ما به عنوان استاد راهنما تا جایی که امکان داشته باشد باید با آن مواجه شویم؛ بنابراین باید به این پایان نامه به عنوان یک مسئله نگاه شود، نه به چشم راه حلی که به دنبال زدن مُهر تأیید بر آن هستیم.

به گزارش ایمنا، در ادامه، دیدگاه های مخالفان طرح های ایجاد سازه های سبک و سنگین در بستر زاینده رود را جویا شدیم.

هر دم از این باغ بری می رسد!

مرتضی فرشته نژاد، پیشکسوت مرمت و معماری در این خصوص اظهار می کند: بستر رودخانه و پل های تاریخی و همچنین حریم رودخانه ثبت آثار تاریخی است و هیچ کس نمی تواند هیچ ساخت و سازی در این محدوده انجام دهد، حتی ساختن باغ نور و ساختمان های اطرافش همگی خلاف بود و در طرح قرار دارند، یعنی وقتی اینها را کلنگ زدند و خراب کردند دیگر کسی حق ندارد به جای آن ها چیزی بسازد. من تعجب می کنم از کسانی که چنین طرحی را در دانشگاه هنر تصویب کردند، اصلاً اساتید اینها چه کسانی بوده اند که چنین نظر داده اند؟! بسیار کار افتضاحی است، خب بروند کم کم طرح های ساخت و ساز را بر روی سی و سه پل و پل خواجو هم تصویب کنند! این همه زمین کم است که حالا در بستر رودخانه طرح می زنند؟! واقعاً که هر دم از این باغ بری می رسد!! اینها خیانت هایی است که دارد به اصفهان و به مملکت مان و به آبروی فرهنگی این مملکت می شود، من خواهش می کنم اینها را رسانه ای کنید تا جلوی چنین طرح هایی گرفته شود.

او می افزاید: قبل از انقلاب طرحی تهیه شد که بسیار طرح احمقانه ای بود و بر اساس آن می خواستند سایت اداری را که الان در خیابان ۲۲ بهمن وجود دارد با محدود کردن طرفین رودخانه در آن منطقه بسازند و عرض رودخانه را به اندازۀ یک مادی کم کنند، چون دیده بودند زمین مُفت و رها است، تا اینکه میراث فرهنگی راه افتاد سر و صدا به پا کرد و در رأس آنها مرحوم عباس بهشتیان بود که رفتند نزد شاه و احمقانه بودن این طرح را اعلام کردند و در نهایت جلوی این طرح گرفته شد. امروز این طرح هایی که برای رودخانه در نظر گرفته می شود درست مانند این است که می خواهیم همان طرح قبل از انقلاب را شروع کنیم، ولی دیگر عباس بهشتیان نیست که جلوی این طرح ها را بگیرد و واقعاً نمی دانم دیگر کسی هست که جلوی این طرح ها بگیرد!؟

باید با چنین ایده هایی مخالفت کرد

حشمت الله انتخابی، از فعالان محیط زیست می گوید: پیش از این نیز نخستین مدرسه تابستانی بین المللی با مشارکت مدرسه ملی عالی معماری ورسای فرانسه در دانشگاه هنر اصفهان برگزار و در آن این موضوع مطرح شد که با توجه به خشک بودن رودخانه زاینده رود و بر اساس اینکه این بخش، جزئی از بافت شهری است، دانشجویان رشته معماری و شهرسازی می توانند برای بستر رودخانه طرح هایی را ارایه کنند، همچنین عنوان شد که این طرح ها لزوماً ایده هایی هستند که فقط برای پرورش خلاقیت دانشجوها برگزار می‌شود. من در همان زمان وقتی از برگزاری این مدرسه مطلع شدم، سه روز کارم را رها کردم، هر روز به دانشگاه هنر اصفهان رفتم، در مدرسه شرکت داشتم و به شدت با این موضوع مخالفت کردم که حتی اگر شما این فکر را هم بکنید که زاینده رود، خشک می مانَد این ایده ها قابل قبول نیست.

او با تاکید بر اینکه نه تنها طرح هایی مانند ساخت سازۀ سبک و سنگین در بستر زاینده رود قابل قبول نیست، بلکه اجرای هر طرح دیگری در بستر رودخانه مورد پذیرش نخواهد بود، می گوید: ما حتی با طرح آب‌چرخانی که سازه هم نیست و بستر آب است مخالفت می‌کنیم، بر اساس این طرح که اخیراً در اصفهان مطرح شد، شرکتی اعلام کرده بود که می‌تواند بدون هزینه و با استفاده از آب تصفیه‌خانۀ شرق اصفهان که در واقع آب فاضلاب اصفهان است آب‌چرخانی انجام دهد، به طوری که آب از پل مارنان بیاید و مازاد آب فاضلاب را تصفیه کند. ما با این طرح نیز به شدت مخالفت کرده و عنوان کردیم که این طرحی ذهنی بوده است، به دلیل اینکه تبخیر آب بالاست و موجب کند شدن حرکت و سرعت جریان آب می شود.

این فعال محیط زیست تأکید می کند: بدترین حالت این است که بپذیریم رودخانه خشک است و یا اصلاً مانند آنچه در این پایان نامه دانشجویی آمده است، فکر کنیم که رودخانه فقط شامل همین قسمت هایی می شود که بین برخی از پل ها قرار دارد! مهم ترین چیزی که افراد با چنین ایده هایی در نظر نمی گیرند این است که رودخانه زاینده رود پیکره‌ای یک‌پارچه و اکوسیستمی است که باید در یک قالب واحد در نظر گرفته شود و نمی توانیم برای یک قسمت از اندام این پیکره برنامه ریزی کنیم. اگر بخواهیم به فکر احیای این پیکره باشیم باید کل رودخانه را از سرچشمه تا پایاب در نظر بگیریم، در نتیجه هرگونه ایده ای که برای نجات تنها بخشی از این پیکره مطرح شود، مفهومش این است که کل این پیکره را نادیده گرفته و مرگ آن را پذیرفته است و دیگر هیچ کاری برای آن نمی توان کرد، در صورتی که رودخانه هایی در جهان بوده اند که وضعیت‌شان بسیار بدتر از زاینده رود بوده و تقریباً از دست رفته بوده اند، ولی توانسته اند آن ها را احیا کنند.

انتخابی با تاکید بر اینکه دریاچه ارومیه را هم هنوز می شود نجات داد، می گوید: اگرچه آن‌طور که باید برنامه های لازم برای احیای آن اجرا نشده است و باید یا سدهای روی آن خراب شود یا تفکر نادرستی را که فکر می کرد با توسعه کشاورزی، وضعیت منطقه بهتر می‌شود، کنار گذاشت. رودخانه زاینده رود نیز قابل احیاست، کار راحتی نیست، اما خیلی راحت تر از دریاچه ارومیه می توان آن را احیا کرد.

او تأکید می کند: من و همه فعالان محیط زیست با هرگونه ساخت و ساز سبک و سنگین در بستر زاینده رود و با هر نوع ایده ای که برای یک قسمت از پیکره زاینده رود مطرح می‌شود، مخالف هستیم، حتی وقتی که آن ایده ها فقط با آب طراحی شود. این مطلب را هم به آن دوستان در مدرسه تابستانی هنر در دانشگاه هنر اصفهان اعلام کردیم و قاعدتاً بعد از آن نمی بایستی پایان نامه‌ای را با این ایده می پذیرفتند، چون تصویب چنین پایان نامه ای پرو بال دادن به این موضوعات است. بدون شک این ایده پردازی ها اشتباه است و باید با آن مخالفت شود. نمی توان گفت طرحی که یک دانشجو ارایه می دهد فقط یک ایده است، طرح وقتی ارزشمند است که قابلیت اجرایی داشته باشد، اگر دانشجویان و فرزندانمان را به سمت کارهای ذهنی هدایت کنیم، کار ارزشمندی انجام نداده ایم. اصل این موضوع و هدایت ذهن دانشجو به سمت آن کاملاً اشتباه است و نشان می دهد هنوز هم در بین آن اساتید افرادی هستند که تصور می کند زاینده رود تمام شده است!

این فعال محیط زیست با تاکید بر اینکه حتی اگر عمر رودخانه تمام شده باشد، باز هم آنها نمی‌توانند برای آن برنامه ریزی کنند، می گوید: چراکه اصلاً زاینده رود چیزی نیست که کسی بتواند برای ساخت هر نوع سازه ای در حریم و یا بستر آن برنامه ریزی کند. مالکیت این رودخانه در اختیار کسی نیست و متعلق به عموم مردم است. به این دلیل که کسی نمی تواند یک وجب از این رودخانه را واگذار کند و مطابق قانون هرگونه ساخت و ساز در بستر و حریم آن ممنوع است، پس چنین فکری نیز ممنوع است.

طرحی که ارزش پرداختن ندارد

عبدالحسین میرمیران، عضو انجمن‌های صنفی کشاورزی و دوستداران زاینده رود می‌گوید: بستر رودخانه به لحاظ حقوقی، عمومی است و بعد از مالکیت عمومی، حق آبه دارها سهامدار رودخانه هستند و این در واقع محل عبور حق آبه آنهاست، یعنی بعد از آن وجهۀ عمومی، بحث مالکیت عام درباره حق آبه دارها مطرح می شود و کسی نمی تواند اقدامی در آن انجام دهد و هیچ دلیلی هم برای این کار وجود ندارد، مگر اینکه کارهایی به عنوان زیباسازی یا خدمات شهری آن هم در حد بسیار محدود و موجه و کارشناسی شده در آن صورت گیرد.

او ادامه می دهد: ایجاد سازه به هیچ عنوان در بستر رودخانه قابل قبول نیست، این کار از نظر حقوقی مسئله دارد و کسی هم که چنین طرح هایی را دنبال و تصویب می کند احتمالاً به مباحث حقوقی آشنایی نداشته است. چنین طرح ها و ایده هایی بر اساس تصورات و تخیلات شکل گرفته و قابل بررسی نیست و ارزشی هم ندارد که به آن ها پرداخته شود.

اینکه پایان نامه است و ضمانت اجرایی ندارد بهانه است

احمد منتظر، مدیر سابق اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان اصفهان نیز در خصوص ایده ارایه شده در این پایان نامه دانشجویی می گوید: نمی توان این طرح ها را ایده هایی غیرقابل اجرا دانست، چراکه اگر تعداد چنین ایده هایی افزایش یافت، دیگر قابل جمع شدن نیست و قابلیت اجرایی پیدا می کند.

او ادامه می دهد: از جمله این ایده ها نمایشگاهی است که در پل شهرستان ایجاد کردند، آن هم سازه ای سبک با قابلیت جابه‌جایی است، ولی اکنون تثبیت شده و فعلاً هم نمایشگاه اصلی شهر اصفهان محسوب می شود. برخی از این پایان نامه ها با این بهانه که تجربه ای علمی است و ضمانت اجرایی ندارد، اجرا می شود. نفت ایران هم یک پایان نامه بوده است، اصلاً این حرف که این طرح ها فقط پایان نامه است و اجرا نمی شود غلط است، شاید پارتی بازی کردند و اجرا شد!

او با تاکید بر اینکه ارایه چنین طرح هایی نوعی فرصت طلبی و کسب منافع مادی است، اظهار می کند: این کارها زمینه پول درآوردن برخی آدمهاست، به جای ارایه این ایده ها، برای جاری ساختن آب در رودخانه ایده بدهند. اینکه تصور کنند رودخانه خشک می ماند غلط است. زاینده رود که بازیچه نیست. فرانسوی هایی هم که به مدرسه تابستانی دانشگاه هنر اصفهان آمدند آدم‌های نادان، خائن و تفاله های "لوکوربوزیه" بودند و تاکنون مانند آنها را ندیده بودم! من در همان مدرسه نیز مخالفت خودم را با چنین طرح هایی اعلام کردم. آنها زاینده رود را با رودخانه های جنوب فرانسه مقایسه می کنند که به مدیترانه می ریزد و اصلاً آنجا میزان بارندگی اش ۱۰ برابر اصفهان است و اینها با هم قابل قیاس نیست، حتی آن ها هم رودخانه هایشان را قطع نکردند و باریکه ای گذاشتند که بماند.

منتظر تأکید می کند: زاینده رود رودخانه مرکزی یک کشور بی آب است، ارزش زاینده رود از ارزش تمام رودخانه های دنیا بیشتر است، برای اینکه یک منطقه خشک و بی آب و علف مرکزی را آبیاری می کند، اگر این رودخانه خشک شود یعنی کویر، اصفهان را می گیرد. دوست دارید اصفهان مانند نائین کویر بشود؟! آنها باید این سوال را جواب دهند. باید هرچه می توانند تلاش کنند تا سفره آب زیرزمینی را پر کنند، اصفهان به مدد این سفره آب زیرزمینی در زمان صفوی بهشت روی زمین شده است، آنها تلاش و برنامه ریزی کردند و خائن نبودند.

او با تاکید بر اینکه هیچ یک از سازه های سبک و سنگین نمی تواند در رودخانه زاینده رود اجرا شود، می گوید: دانشگاه هنر چه ربطی به زاینده رود دارد؟! تحت عنوان تحقیق و مطالعه علمی سوداگری می کنند! اینها سوداگرانی هستند که به دنبال زمین مجانی می گردند که بعد سرقفلی‌اش کنند و بفروشند! باید هر طور که هست آب در رودخانه جریان داشته باشد، حتی اگر تنها در نیمی از سال باشد، همان طور که زاینده رود در اغلب مواقع پُرآب نبوده است. اگر بتوانند سفره‌های زیرزمینی را تأمین کنند، آب در نیمی از سال جاری است و در بهشت‌گونه بودن اصفهان موثر خواهد بود. هرچند این رودخانه قبلاً چهار فصل بوده و حالا در اثر همین خرابکاری ها و بی تدبیری ها دو فصل شده است.

باید جلوی ایده سازی‌های غلط گرفته شود

بهنام پدرام، عضو هیئت علمی دانشگاه هنر اصفهان در این خصوص اظهار می کند: متأسفانه بعد از اینکه جریان آب در زاینده کم شد، کم کم افرادی که هیچ عِرقی نسبت به فرهنگ و تاریخ و منظر فرهنگی شهر اصفهان ندارند، به ارایۀ ایده هایی با عنوان نجات بستر خشک رودخانه می پردازند و می خواهند تحت این عنوان منظر فرهنگی زاینده رود و پیرامون آن را بهبود ببخشند! متأسفانه با چنین عنوانی به پردازش ایده هایی می پردازند که شامل ساخت و ساز در بستر رودخانه و در فاصلۀ بین پل ها است، هرچند که تأکید می‌شود این طراحی با مصالح سبک انجام می شود!

او می افزاید: بحث بر سر سبک یا سنگین بودن مصالح نیست، بحث بر سر خود ایده است، چراکه وقتی چنین چیزی را می پذیریم که با استفاده از مصالحی در بستر رودخانه اقدامات معماری را انجام دهیم، این موضوع گویای این مسئله است که ما پذیرفته ایم رودخانه زاینده رود باید خشک بماند! در حالی که اصلاً این گونه نیست.

استادیار دانشگاه هنر اصفهان تأکید می کند: امروز افرادی که به تاریخ و فرهنگ مملکت‌شان و به منظر شهری شهر اصفهان عِرق دارند به هیچ وجه باور ندارند که رودخانه زاینده رود باید خشک بماند؛ به همین دلیل است که باید به هر طریقی جلوی این‌گونه صاحبانِ اندیشه که طراحی و ساخت با مصالح سبک و یا سنگین بر روی بستر زاینده رود را مجاز می دانند، گرفته شود.

او با بیان اینکه اگر این اقدام حتی به صورت یک ایده بر روی کاغذ صورت بگیرد، راه برای دیگرانی باز می شود که مترصد ساخت و ساز جدی در این منطقه هستند، اظهار می کند: در چنین وضعیتی به تدریج عملیات ساخت و ساز با مصالح سبک یا سنگین در بستر رودخانه آغاز می شود و شروع به تفکیک اراضی می کنند! بعد هم رودخانه به فراموشی سپرده می شود. بنابراین باید در همین مرحله یعنی در محله ایده سازی، جلوی این اندیشه ها را گرفت، چون در مدت کوتاهی همان اتفاقی که برای خشک شدن زاینده رود افتاد برای بستر آن نیز خواهد افتاد و به میدانی برای ساخت و ساز بساز و بفروش‌ها در شهر اصفهان تبدیل می شود.

دانش آموختۀ دکتری مرمت و باززنده سازی میراث معماری از آکادمی معماری مسکو تاکید می کند: کسانی که چنین افکاری را در ذهن می پرورانند، تصور می کنند که می توانند برای بستر خشک رودخانه نقشه طراحی کنند! منظر شهری اصفهان بخشی کوچک از وطن بزرگ‌مان است، خواهش می کنم به خاطر فرهنگ و تاریخ‌مان و به دور از کدورت نسبت به هرچیزی، دخل و تصرف در بستر رودخانه را فراموش کنند.

ارایه طرح‌هایی بدون توجه به جغرافیا و تاریخ اصفهان

علی شجاعی اصفهانی، سرپرست گروه آموزشی باستان شناسی دانشگاه هنر اصفهان می‌گوید: هر اتفاقی غیر از جاری شدن آب در زاینده رود حکمی بر تأیید این نکته است که این رودخانه دیگر جاری نخواهد شد، بنابراین طرح ایجاد سازه سنگین و یا حتی سبک در بستر زاینده رود و همچنین طرح گردش آب رودخانه که ظاهراً بر اساس آن بخشی از پساب آب را از ناژوان به سمت منطقۀ آبفا برده و دوباره این آب وارد چرخه شود؛ بدون توجه به شناخت سرزمین صورت می گیرد.

او ادامه می دهد: این طرح ها بدون توجه به جغرافیا، تاریخ و اهمیت شهر اصفهان صورت می گیرد و مسلماً مانند بسیاری از برنامه هایی که اجرا شده این هم به هیچ وجه نتیجه مثبتی نخواهد داشت.

خشک بودن زاینده رود را هیچ‌کس نمی پذیرد

مسعود میرمحمدصادقی، مدیرعامل شرکت آب منطقه ای استان اصفهان اظهار می کند: من اطلاعی از پروپوزال مطرح شده ندارم، اما دانشگاه محل فکر است و ممکن است روی هر چیزی فکر کنند؛ ولی باید اذعان کرد که حریم و بستر زاینده رود در اختیار دولت است و هیچ کس حق ندارد در آن دستی ببرد و هیچ ضمانت اجرایی برای چنین طرح هایی وجود نخواهد داشت و از نظر شرکت آب منطقه ای قطعاً خشک بودن زاینده رود را هیچ‌کس نمی پذیرد و تمام تلاشمان را می کنیم تا رودخانه احیا شود.

به این طرح ها حتی فکر هم نمی کنیم!

ابراهیمی، معاونت پژوهشی شرکت آب منطقه ای اصفهان می گوید: چند ماه قبل نیز سمیناری با عنوان مدرسه تابستانه در دانشگاه هنر اصفهان برگزار و ایده های مختلفی برای رودخانه ارائه شد و حتی یک نفر از آنها پیشنهاد ساخت ریل و عبور مترو در بستر رودخانه را داده بود! حتی عنوان ابتدایی موضوع طرح شده در این مدرسه "اصفهان شهری که رودخانه اش خشک می شود" بود و بعد ما اعتراض کردیم و آن را تغییر دادند به اینکه "اصفهان شهری است که رودخانه اش درحال خشک شدن است".

او می افزاید: اما درباره این پروپوزال مصوب، به عنوان یک پایان نامه دانشجویی الزامی برای اجرای آن وجود ندارد، اما هرگونه دست‌کاری در بستر رودخانه را ممنوع می دانیم و کلاً بستر رودخانه و حریم آن در اختیار دولت است و اصلاً دولت هم اجازه نمی دهد که ما تغییراتی در بستر رودخانه ایجاد کنیم، حتی با بحث بازچرخانی آب هم که مدتی است مطرح شده مخالفت می کنیم چون وضعیت اکولوژیک و هیدروژلویک رودخانه را بهم می زند و بنا نیست چنین اتفاقی بیفتد.

او با بیان اینکه ما مسئولیتی نداریم که به دانشگاه ها بگوییم چرا این کار را می کنید و چرا نمی کنید، تاکید می کند: مسئولیت با خودشان است، ولی این طرح ها هیچ‌وقت اجرایی نخواهد شد، هرچندکه به نظر من چنین ایده هایی کار اشتباهی است، ما خودمان در وزارت نیرو به خشک شدن زاینده رود فکر نمی کنیم و تمام تلاشمان این است که بتوانیم آن را احیا کنیم.

ابراهیمی درباره امکان احیای زاینده رود بیان می کند: شورای عالی آب سه مصوبه و شورای هماهنگی مدیریت یکپارچه حوضه زاینده رود نیز حدود ۱۳ مصوبه داشته که این مصوبات می تواند در بهبود وضعیت رودخانه تأثیر بگذارد، البته حداقل تا این لحظه باعث شده که وضعیت از این چیزی که هست بدتر نشود. اگر مصوبات شورای عالی آب و شورای هماهنگی به صورت جدی احیا شود و بتوانیم میزان کسری آب زیرزمینی و سطحی که در سال های گذشته بارگذاری اضافه داشتیم را به وضعیت قبلی برگردانیم یا منابع آب جدید جایگزین کنیم، احیای رودخانه از نظر ما دور از دسترس نیست، اما واقعاً می طلبد که بالادست و پایین دست حوضه و همه افرادی که دارند در این حوضه زندگی می کنند به بحث صرفه جویی آب و جلوگیری از بارگذاری جدید در رودخانه توجه کنند و درحقیقت بارگذاری های غیرمجازی که صورت گرفته مجوز نگیرند. همه افرادی که در حوضه ذی‌نفع و به نوعی تأثیرگذار هستند باید یکدل باشند، اگر هرکس در هر بخشی فقط بخواهد به منافع شخصی خودش فکر کند کار سخت می شود اما به هرحال ما امیدواریم.

او تأکید می کند: این پایان نامه را در حد یک کار تحقیقاتی می بینم و به نظر من قابلیت اجرایی نخواهد داشت. چند سال قبل هم یک طرح دیگری داده بودند ولی باید بگویم که شرکت آب منطقه ای و وزارت نیرو اصلا به این طرح ها فکر هم نمی کند.

از دکتر شیرازی حرف می زنم...

جعفر کسائیان، پیشکسوت مهندسی عمران و استحکام بخشی نیز می گوید: چنین ایده هایی از نظر من به عنوان یک شهروند و نه یک متخصص اصلاً مناسب نیست. یادم هست، زمانی می خواستند، کنار چهارباغ در جایی که مادی نیاصرم به چهارباغ می رسد ساختمانی بسازند و پل بزنند که آب از زیر آن عبور کند و حتی یک نفر از دربار که قدرت امنیتی هم داشت برای اجرای این طرح آمده بود، ولی دکتر باقر آیت الله زاده شیرازی بلافاصله به تهران رفت و از چنین جنایتی سخن گفت، تا اینکه از وزارت کشور نامه ای آمد که در آن نوشته شده بود جنب آثار تاریخی چنین اقداماتی نباید انجام شود؛ مادی خودش یک اثر تاریخی است، رودخانه همینطور است و هر کاری در آن انجام دهند به منزله مداخله در یک اثر تاریخی است. من این چیزها را از خودم نمی گویم بلکه از تجربه ای که با بزرگانی مثل دکتر شیرازی داشتم حرف می زنم.

او ادامه می دهد: وقتی آب نباشد حالا حتی اگر میز و صندلی هم بگذارند صفایی ندارد. سی و سه پل در سه دهانه آخرش اتاقک هایی دارد که خیلی باصفا است و یادم هست مردم آنجا می نشستند و خلاصه صفایی داشت، ولی من به عنوان یک شهروند اصلاً دوست ندارم در بستر رودخانه چیزی قرار داده شود. طبیعت را باید بگذارند به حال خودش باشد. حتی برنامه ای که با نام ساماندهی از سوی فرانسوی ها و بعد ایرانی ها در رودخانه انجام شد و سدهای سنگی در آن ساختند را ببینید، اینها برای این است که آب بالا بیاید و توقف کند و دیدی داشته باشد ولی چون آب کم است تبخیر زیاد می شود و این سنگ‌ها را هم الان باز کردند تا اگر آب آمد زودتر عبور کند و انبار نشود.

کسائیان با اشاره به مطرح شدن ایده هایی در دانشگاه که ضمانت اجرایی نخواهد داشت، می گوید: در دوران فوق لیسانسم در دانشگاه بِرکلی مشاهده می کردم که شاگرد اول های ایران در آنجا درس‌های عملی را نخوانده و فقط به دنبال درس های علمی و تئوری بودند. در امریکا بسیار به این موضوع اهمیت می دادند که چه علمی به درد می خورد و چه علمی به درد نمی خورد و فکر را عملی بار می آوردند. فضای تعلیم و تربیت‌ در کشور ما ضعف های بسیاری دارد، البته دانشگاه صنعتی تا حدودی در این زمینه پیش رفته است، ولی عملی فکر کردن به پیشرفت صنعت نیاز دارد، متأسفانه در کشور ما فضای دانشگاهی ارتباطی با صنعت ندارد و گاه پروژه ای تصویب می شود که اصلاً قابلیت اجرا ندارد و وقتی صنعت پویا نداشته باشیم دانشگاه هم نمی داند چه کاری بکند.

در پایان...

آنچه پرواضح است زاینده رود متعلق به همه مردم است و بر اساس قانون هرگونه دخل و تصرف در زاینده رود و حریم آن ممنوع است و البته که زاینده رود تنها فاصله میان دو پل نیست و از ابتدا تا انتها شاکله ای کلی را تشکیل می دهد.

قطعاً دانشگاه محل ایده پردازی و پژوهش است، اما با ذکر اینکه اتفاقی نخواهد افتاد و ضمانت اجرایی وجود ندارد، چرا باید در دانشگاه و آن‌هم در مقطع تحصیلات تکمیلی از ایده های تمرینی و تجربی سخن گفت که قانون به آن اجازه اجرا نخواهد داد؟!

در نهایت تنها ذکر یک نکته کافی است که "بدون شک زاینده رود قابل احیاست".  

منبع خبر :  
کد خبر :  

نظرات



ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما نمایش داده نمی شود. فیلدهای ضروری با * مشخص شده اند. *

اخبار مرتبط

شبکه های اجتماعی
شماره های تماس
  • تلفن : 03136622123
  • موبایل : 09133147435
  • موبایل : 09133658705
دفتر مرکزی
  • آدرس : اصفهان . چهارراه نظر . خیابان میر
  • بعد از پل شیخ صدوق . روبروی دبستان شهید احسانی
  • بن بست ایمانی . پلاک 41