
آخرین سنگر تولید زیر فشار قطعی برق و گرانی گازوئیل
فرهاد، یکی از صنعتگران شهرک صنعتی جی اصفهان، سالها پیش کارخانهاش را با هزار امید و هزار سختی بنا کرد. روزهایی را پشت سر گذاشت که بسیاری از واحدهای تولیدی یکی پس از دیگری تعطیل شدند، اما او ماند؛ نه برای ثروتمند شدن، بلکه برای اینکه چراغ کارخانه خاموش نشود و کارگرانی که نان خانوادههایشان از این کارخانه تأمین میشود، همچنان مشغول کار باشند.
فرهاد، یکی از صنعتگران شهرک صنعتی جی اصفهان، سالها پیش کارخانهاش را با هزار امید و هزار سختی بنا کرد. روزهایی را پشت سر گذاشت که بسیاری از واحدهای تولیدی یکی پس از دیگری تعطیل شدند، اما او ماند؛ نه برای ثروتمند شدن، بلکه برای اینکه چراغ کارخانه خاموش نشود و کارگرانی که نان خانوادههایشان از این کارخانه تأمین میشود، همچنان مشغول کار باشند.
سالها با تحریمها کنار آمد. افزایش نرخ ارز، گرانی مواد اولیه، رکود بازار، دشواری تأمین نقدینگی و نوسانات اقتصادی را تحمل کرد. در روزهای پرالتهاب جنگ نیز تلاش کرد تولید متوقف نشود، زیرا باور داشت اگر چرخ کارخانه از حرکت بایستد، سفره دهها خانواده کوچکتر خواهد شد. اما امروز، مشکل تازهای بر دوش تولیدکنندگان سنگینی میکند. از یک سو قطعیهای مکرر برق، واحدهای تولیدی را ناچار کرده است برای ادامه فعالیت از ژنراتور استفاده کنند و از سوی دیگر، افزایش هزینه تأمین گازوئیل این ژنراتورها، فشار مضاعفی بر تولید وارد کرده است. فرهاد با گلایه میگوید: «ما هر روز با یک مشکل جدید روبهرو میشویم. یک روز برق نیست، روز دیگر هزینه سوخت چندین برابر میشود. مگر یک واحد تولیدی تا چه اندازه توان تحمل این فشارها را دارد؟ ما فقط میخواهیم تولید کنیم.» پیگیریهای خبرنگار ما از مسئولان مربوطه نیز نشان میدهد که آنها اعلام میکنند اجرای این دستورالعمل بر اساس ابلاغ وزارتخانه انجام شده و دستگاههای اجرایی خود را موظف به اجرای آن میدانند. اما پرسش اصلی صنعتگران همچنان پابرجاست؛ آیا در شرایطی که تولیدکننده با دهها مانع داخلی و خارجی روبهرو است، نباید تصمیمات به گونهای باشد که بار تازهای بر دوش تولید گذاشته نشود؟ فرهاد تنها یک نفر نیست. او نماد صدها تولیدکنندهای است که در شهرک صنعتی جی و دیگر شهرکهای صنعتی کشور، هر روز برای روشن نگه داشتن چراغ تولید تلاش میکنند. صدای او، صدای همه کسانی است که هنوز امید دارند تولید در این سرزمین ارزشمند باشد. نگاهی به کشورهای صنعتی نشان میدهد که دولتها معمولاً در زمان افزایش هزینههای انرژی یا بروز بحران، با بستههای حمایتی، تخفیف در قیمت انرژی، معافیتهای مالیاتی، تسهیلات کمبهره و کمکهای هدفمند، از تولیدکنندگان حمایت میکنند تا کارخانهها متوقف نشوند و اشتغال آسیب نبیند. آنها معتقدند هر کارخانه فعال، به معنای حفظ اشتغال، افزایش تولید و تقویت اقتصاد کشور است. امروز نیز انتظار تولیدکنندگان ایرانی، درخواست بزرگی نیست. آنها نمیخواهند همه مشکلاتشان حل شود؛ فقط میخواهند موانعی که بر سر راه تولید ایجاد میشود، کمتر شود. اگر قرار است شعار حمایت از تولید محقق شود، باید تولیدکننده فقط دغدغه تولید، کیفیت، توسعه و اشتغال را داشته باشد؛ نه اینکه هر روز نگران قطعی برق، افزایش هزینه سوخت، تغییر بخشنامهها و مشکلاتی باشد که خارج از اختیار اوست. حمایت از تولید، هزینه نیست؛ سرمایهگذاری برای آینده اقتصاد کشور است. هر مانعی که از مسیر تولید برداشته شود، به رونق اقتصاد، حفظ اشتغال و افزایش امید در جامعه کمک خواهد کرد.








