اصفهان – ایرنا – گرایش به مواد صنعتی و روانگردانها در سالهای اخیر، الگوی مصرف مواد را تغییر داده است و در این میان، برخی جوانان مصرف موادی مانند گل و شیشه را تنها تجربهای تفریحی و بیخطر میدانند در حالی که متخصصان، هشدار میدهند همین تجربه به ظاهر ساده و فریبنده میتواند آغاز مسیری پرخطر به سوی وابستگی و آسیبهای جدی جسمی و روانی باشد.
به گزارش ایرنا، اعتیاد دیگر تنها در مواد سنتی خلاصه نمیشود، امروز مواد صنعتی و روانگردانهای جدید با شکلها و نامهای متفاوت، الگوی مصرف را در جامعه تغییر دادهاند؛ تغییری که پشت آن مجموعهای از عوامل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و تحولات فضای مجازی قرار دارد.
همزمان با این تغییر، باورهای نادرستی نیز درباره مواد جدید شکل گرفته است؛ از جمله اینکه برخی مواد صنعتی اعتیادآور نیستند یا مصرف موادی مانند گل و شیشه آسیب جدی به دنبال ندارد در حالی که متخصصان نسبت به پیامدهای جسمی و روانی این مواد و تأثیر آنها بر حافظه، قدرت قضاوت، شخصیت و سلامت روان هشدار میدهند.
خانوادهها نیز در این میان نقشی تعیینکننده دارند؛ چرا که اغلب نخستین کسانی هستند که تغییرات رفتاری فرزندان را مشاهده میکنند اما تشخیص نشانههای مصرف و مهمتر از آن، نحوه برخورد با فرد مصرفکننده، نیازمند آگاهی و دریافت کمک تخصصی است.
در همین زمینه، غلامرضا خیرآبادی، استاد روانشناسی و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، در گفتوگو با ایرنا از تغییر الگوی مصرف مواد، خطرات روانگردانها، نقش فضای مجازی، نشانههای اولیه مصرف، دشواریهای درمان و ضرورت تغییر نگاه جامعه به اعتیاد میگوید.
ایرنا: چرا الگوی مصرف مواد در طول زمان تغییر کرده و گرایش به سمت مواد صنعتی و روانگردانهای جدید افزایش یافته است؟
مصرف مواد نیز مانند بسیاری از پدیدههای اجتماعی در طول زمان و در فرهنگهای مختلف تغییر کرده و در این زمینه، تغییر در سلایق، انتظارات و سبک زندگی نیز اثرگذار بوده است.
در گذشته، مصرف برخی مواد مانند تریاک بهطور معمول در چارچوبهای اجتماعی مشخصی انجام میشد و اگر فردی قصد ایجاد نشئگی یا لذت داشت، مقدار و نوع ماده تا حدودی تحت تأثیر قواعد اجتماعی کنترل میشد و عبور از این چارچوبها میتوانست با واکنش اجتماعی همراه باشد.
به مرور این محدودیتها کمرنگ شد و گرایش به لذتجویی بیشتر و عمیقتر افزایش یافت و در نتیجه، بخشی از مصرفکنندگان به سمت موادی رفتند که اثرگذاری شدیدتر و سریعتری دارند.
از سوی دیگر، انگیزههای اقتصادی و پیشرفت فناوری نیز به تولید ترکیبات جدید کمک کرده است و در نقاط مختلف دنیا مجموعههایی شکل گرفتهاند که بهطور مستمر مواد جدیدی را با هدف ایجاد اثر بیشتر تولید میکنند؛ موادی که در بسیاری موارد عوارض شدیدتری نیز دارند.
در جامعه ما هم در سالهای اخیر، بهویژه در نسلهای جدید، گرایش به مواد صنعتی و ترکیبات جدید بیشتر شده و مصرف مواد سنتی در میان بخشی از مصرفکنندگان کاهش یافته است.
ایرنا: آیا این تصور که برخی مواد صنعتی اعتیادآور نیستند، از نظر علمی درست است؟
خیر. اعتیادآور نبودن مواد صنعتی یک باور نادرست است. یکی از مؤلفههای وابستگی این است که فرد در ابتدا با مقدار مشخصی از ماده به اثر مورد انتظار میرسد اما به مرور مغز و سیستم عصبی خود را با حضور ماده تطبیق میدهند و اثر آن کاهش پیدا میکند؛ در نتیجه، فرد برای رسیدن به همان اثر قبلی، مقدار بیشتری مصرف میکند که به آن «تحمل» گفته میشود.
از سوی دیگر، با قطع مصرف ممکن است علائم جسمی و روانی موسوم به علائم ترک بروز کند که شدت و نوع این علائم در مواد مختلف متفاوت است، برای مثال در مواد افیونی مانند تریاک و هروئین بهطور معمول علائم ترک آشکارتر و شدیدتر است اما این تفاوت به معنای اعتیادآور نبودن مواد صنعتی نیست.
بنابراین مواد صنعتی نیز میتوانند وابستگی ایجاد کنند و اینکه فرد تصور کند مصرف آنها تنها تفریحی است و خطری ندارد، میتواند بسیار گمراهکننده باشد.
ایرنا: مصرف شیشه، گل و سایر مواد روانگردان چه آسیبهایی به همراه دارد؟
مواد صنعتی از نظر آسیبهای روانشناختی و جسمی میتوانند بسیار خطرناکتر باشند. مواد سنتی نیز عوارض خودشان را دارند؛ برای مثال ممکن است موجب افسردگی، بیحالی، کاهش انرژی، کسالت و اختلال خواب شوند اما مواد صنعتی میتوانند عملکرد روانی فرد را به شکل بسیار جدیتری تحت تأثیر قرار دهند.
در برخی موارد، مصرف این مواد میتواند به اختلالات شدید روانی، تغییرات جدی شخصیت و اختلال در عملکردهای شناختی مانند حافظه، قدرت تشخیص، قضاوت و استدلال منجر شود. برای نمونه، مصرف گل در برخی افراد میتواند با اختلالات حافظه همراه باشد و این آسیب ممکن است در طولانیمدت نیز باقی بماند. شیشه نیز میتواند اختلالات روانی بسیار شدیدی از جمله بدبینی و سوءظن شدید نسبت به دیگران، رفتارهای مهارگسیخته و خطرناک و در برخی موارد افکار یا رفتارهای مرتبط با خودکشی و آسیب به خود یا اطرافیان ایجاد کند.
ایرنا: شبکههای اجتماعی و فضای مجازی چه نقشی در تغییر الگوی مصرف مواد دارند؟
فضای مجازی دیگر یک فضای جدا از زندگی واقعی نیست، بخش قابل توجهی از ارتباطات بینفردی، آموزش، معاملات و تعاملات اجتماعی امروز در همین فضا اتفاق میافتد و بنابراین همانطور که جامعه میتواند بر رفتار فرد تأثیر بگذارد، فضای مجازی نیز میتواند چنین نقشی داشته باشد. این فضا جنبههای مثبت زیادی دارد اما وجوه منفی آن نیز در دسترس افراد است، یکی از ویژگیهای فضای مجازی این است که ارتباط برقرار کردن بسیار آسان شده و فرد میتواند با افراد و محتواهایی ارتباط بگیرد که شاید در فضای واقعی دسترسی به آنها برایش دشوارتر باشد.
در نتیجه، همانطور که یادگیری و آموزش در این فضا میتواند سریع و گسترده باشد، آسیبها نیز میتوانند با سرعت و سهولت بیشتری در دسترس قرار بگیرند.
ایرنا: فشارهای اقتصادی، بیکاری و مشکلات اجتماعی تا چه اندازه در گرایش جوانان به مواد محرک مؤثرند؟
اعتیاد یک پدیده تکعاملی نیست و عوامل فردی، روانی، خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی میتوانند در شکلگیری و تداوم آن نقش داشته باشند. بنابراین نمیتوان گفت تنها یک عامل مانند بیکاری یا مشکلات اقتصادی علت اعتیاد است اما فشارهای اجتماعی و اقتصادی میتوانند آسیبپذیری افراد را افزایش دهند و در برخی افراد زمینه گرایش به مصرف مواد را فراهم کنند.
ایرنا: خانوادهها چگونه میتوانند نشانههای اولیه مصرف مواد جدید را تشخیص دهند؟
خانواده باید به تغییرات ناگهانی و قابل توجه در الگوی رفتاری فرد توجه داشته باشد. تغییر در الگوی خواب و بیداری، اشتها، وزن، رفتار، ظاهر و چهره، افزایش ناگهانی پرخاشگری، تغییر در شخصیت و عادات روزانه میتواند زنگ هشدار باشد. برای مثال، فردی که قبلاً آرام بوده ناگهان بسیار پرخاشگر میشود، فردی که شبها بهراحتی میخوابیده ناگهان تا صبح بیدار میماند یا تغییرات محسوسی در رفتار و عادات غذایی او ایجاد میشود.
البته هیچکدام از این نشانهها به تنهایی به معنای مصرف مواد نیست، افسردگی، اضطراب و حتی برخی بیماریهای جسمی نیز میتوانند چنین تغییراتی ایجاد کنند. بنابراین خانواده باید نگران باشد اما وحشت نکند، نباید فرد را بلافاصله متهم یا با او برخورد خشونتآمیز و تنشزا کرد، بهتر است نگرانی خود را با یک روانشناس، روانپزشک یا مشاور متخصص مطرح کند و از آنها برای نحوه ورود به موضوع کمک بگیرد. اگر مشخص شد فرد مصرفکننده است، باز هم نحوه برخورد اهمیت زیادی دارد، هدف نه ایجاد تنش بیشتر بلکه باید کمک به فرد و ورود به مسیر درمان باشد.
ایرنا: درمان وابستگی به مواد محرک و روانگردان چه تفاوتی با درمان اعتیاد به مواد سنتی دارد؟
درمان وابستگی به مواد سنتی از جهاتی آسانتر است، یکی از دلایل این است که این مواد بهطور معمول تغییرات بسیار جدی در ساختار روانی و شخصیتی فرد ایجاد نمیکنند و در بسیاری از موارد قدرت تشخیص و قضاوت فرد بیشتر حفظ میشود. در نتیجه میتوان راحتتر با فرد گفتوگو و در او انگیزه ایجاد کرد.
اما در مورد برخی مواد صنعتی، به دلیل تغییراتی که در عملکرد ذهن و روان ایجاد میشود، قدرت تشخیص و قضاوت فرد ممکن است به شکل قابل توجهی کاهش پیدا کند و در چنین شرایطی متقاعد کردن فرد برای پذیرش درمان و ایجاد انگیزه برای ترک دشوارتر است.
نکته مهم دیگر این است که برای برخی مواد سنتی، داروهای جایگزین مشخص و مؤثری وجود دارد، برای مثال در وابستگی به مواد افیونی میتوان از درمانهای جایگزین استفاده کرد که فرد را از اجبار به مصرف ماده مخدر رها کرده و به کنترل وسوسه و علائم کمک میکند. اما در مورد بسیاری از مواد صنعتی، چنین درمان جایگزین استانداردی وجود ندارد، بنابراین درمان میتواند پیچیدهتر، زمانبرتر و وابستهتر به مشارکت فعال خود فرد باشد.
در این شرایط بهطور معمول لازم است روانشناس، روانپزشک، خانواده و در صورت نیاز گروههای خودیار مانند گروههای NA در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
ایرنا: مهمترین چالش مراکز درمان اعتیاد در مواجهه با مصرفکنندگان مواد صنعتی چیست؟
یکی از چالشهای اصلی، کاهش انگیزه درمان و اختلال در قدرت قضاوت فرد است. شخص ممکن است اصلاً نپذیرد که نیاز به درمان دارد یا نتواند پیامدهای رفتار خود را به درستی ارزیابی کند. از سوی دیگر، بعد از قطع مصرف نیز وسوسه و احتمال لغزش وجود دارد، بنابراین صرف قطع مصرف کافی نیست و باید روی مهارتهای فرد برای مدیریت وسوسه، اصلاح سبک زندگی و بازگشت به زندگی طبیعی کار شود.
درمان این افراد نیازمند یک رویکرد چندجانبه است و نمیتوان انتظار داشت صرفاً با یک اقدام یا یک دوره کوتاه درمان، مشکل برای همیشه حل شود.
2 فرد ممکن است هر 2 سابقه مصرف داشته باشند اما به دلیل تفاوت در شرایط فردی و اجتماعی، پاسخ یکسانی به درمان ندهند؛ بنابراین اگر فردی پس از ترک دچار لغزش شد، نباید تصور کنیم که همه تلاشها شکست خورده است، درمان باید ادامه پیدا کند و افزایش مدت پاکی، کاهش مصرف و بهبود کیفیت زندگی نیز دستاوردهای مهمی هستند.
ایرنا: مدارس و دانشگاهها برای پیشگیری از گرایش جوانان به مواد چه نقشی دارند؟
برای پیشگیری، برنامههای آموزشی مختلفی در دنیا وجود دارد و در کشور ما نیز چارچوبهایی در این زمینه از جمله آموزش درباره عوارض مواد تا مهارت «نه گفتن»، مدیریت هیجان و تصمیمگیری تعریف شده است اما مهمتر از وجود برنامه روی کاغذ، اجرای مؤثر آن است.
مدارس و دانشگاهها باید آموزش پیشگیرانه را جدی بگیرند و معلمان و مسوولان نیز برای شناخت تغییرات رفتاری دانشآموزان آموزش ببینند، اگر نشانههای اولیه بهموقع شناسایی شود، میتوان فرد را پیش از عمیق شدن مشکل به مسیر مشاوره و درمان هدایت کرد و این موضوع نیازمند همکاری جدی میان خانواده، آموزش و پرورش، دانشگاهها، نظام سلامت و رسانههاست.
ایرنا: مهمترین پیام شما به جوانان برای پیشگیری از اعتیاد چیست؟
یکی از مهمترین توصیهها، پرهیز از تجربه کردن مواد است، بسیاری از جوانان ممکن است در ابتدا قصد مصرف مستمر نداشته باشند و فقط با هدف تجربه کردن به سراغ مادهای مانند گل یا شیشه بروند اما همین تجربه اولیه میتواند آغاز یک مسیر پرخطر باشد.
باید درباره مفهوم لذتجویی نیز تجدیدنظر کنیم، قرار نیست انسان همیشه بیشترین میزان هیجان، انرژی یا شادی را تجربه کند.، وقتی فرد به دنبال لذت و هیجان بیشتر و بیشتر باشد، ممکن است برای رسیدن به آن سراغ روشهایی برود که هزینه سنگینی برای سلامت جسم و روان او دارند.
لذتهای طبیعی و معقول زندگی را جدی بگیریم و برای تجربههای پرخطر، کنجکاوی را جایگزین عقل و احتیاط نکنیم.









