اجتماعیاقتصادی

سقوط ارزش پول ملی

وقتی یک ریال عمان به مرز ۵۷۵ هزار تومان می‌رسد

وقتی یک ریال عمان به مرز ۵۷۵ هزار تومان می‌رسد

اصغر عبدلی | پایگاه خبری باخبرباش

یک ریال عمان در بازار آزاد ایران امروز در محدوده ۵۷۴ هزار و ۵۰۰ تومان معامله می‌شود؛ عددی که در نگاه نخست فقط یک نرخ ارز به نظر می‌رسد، اما برای اقتصاد ایران معنایی بسیار بزرگ‌تر دارد: کاهش قدرت خرید پول ملی و عمیق‌تر شدن شکاف میان درآمد خانوار و هزینه‌های زندگی. (الان چند؟)

مسئله فقط این نیست که یک ریال عمان چند تومان شده است. مسئله این است که پول ملی تا چه اندازه قدرت خرید خود را از دست داده است.

از منظر اقتصاد کلان، زمانی که ارزش پول ملی کاهش پیدا می‌کند، کالاها و نهاده‌هایی که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم به ارز وابسته‌اند، گران‌تر می‌شوند. افزایش هزینه واردات، مواد اولیه، ماشین‌آلات، قطعات، حمل‌ونقل و حتی انتظارات تورمی می‌تواند در نهایت خود را در قیمت کالا و خدمات نشان دهد.

این همان نقطه‌ای است که کاهش ارزش پول از یک شاخص اقتصادی به مسئله مستقیم زندگی مردم تبدیل می‌شود.

چرا سقوط ارزش پول خطرناک است؟

یک اقتصاددان اگر بخواهد این وضعیت را ساده توضیح دهد، باید به یک زنجیره اشاره کند:

کاهش ارزش پول → افزایش هزینه واردات → افزایش هزینه تولید → افزایش قیمت کالاها → کاهش قدرت خرید → کاهش مصرف → فشار بر تولید → کاهش سرمایه‌گذاری و اشتغال

البته این زنجیره در همه اقتصادها با شدت یکسان اتفاق نمی‌افتد، اما در اقتصادی که وابستگی قابل‌توجهی به واردات مواد اولیه، تجهیزات و کالاهای واسطه‌ای دارد، اثر افزایش نرخ ارز می‌تواند گسترده باشد.

از سوی دیگر، تورم مزمن فقط قیمت کالاها را بالا نمی‌برد؛ بلکه اعتماد مردم به پول ملی را هم تضعیف می‌کند.

وقتی خانوار احساس کند نگهداری پول نقد به معنی از دست دادن قدرت خرید است، طبیعی است که به سمت دارایی‌هایی مانند ارز، طلا، ملک یا سایر دارایی‌های پوشش‌دهنده تورم حرکت کند. این رفتار، اگر گسترده شود، می‌تواند تقاضا برای ارز و دارایی‌ها را افزایش داده و فشار بیشتری بر بازار وارد کند.

بازنده اصلی چه کسی است؟

در چنین شرایطی، همه به یک اندازه آسیب نمی‌بینند.

کسی که درآمد ثابت دارد اما دارایی قابل‌توجهی ندارد، معمولاً سریع‌تر تحت فشار قرار می‌گیرد. حقوق او ممکن است سالی یک بار افزایش پیدا کند، اما قیمت برخی کالاها می‌تواند بسیار سریع‌تر تغییر کند.

در مقابل، فردی که دارایی‌هایی مانند ملک، ارز، طلا یا سهام دارد، ممکن است بخشی از کاهش ارزش پول را از طریق افزایش ارزش اسمی دارایی‌هایش جبران کند.

بنابراین کاهش ارزش پول ملی می‌تواند به افزایش شکاف طبقاتی نیز منجر شود.

پیامدهای ادامه این روند چیست؟

اگر کاهش ارزش پول و تورم مزمن ادامه پیدا کند، پیامدها فقط اقتصادی نیستند:

۱. کاهش قدرت خرید خانوارها

درآمد اسمی ممکن است افزایش پیدا کند، اما اگر قیمت‌ها سریع‌تر رشد کنند، درآمد واقعی مردم کاهش خواهد یافت.

۲. کوچک‌تر شدن سفره خانوار

خانوارها معمولاً ابتدا از هزینه‌های غیرضروری کم می‌کنند و سپس ممکن است به سمت کاهش هزینه‌های آموزشی، تفریحی، درمانی و حتی برخی اقلام مصرفی ضروری بروند.

۳. فرار سرمایه از تولید

سرمایه‌گذار زمانی حاضر به سرمایه‌گذاری بلندمدت است که بتواند آینده اقتصادی را تا حدی پیش‌بینی کند. بی‌ثباتی شدید ارزی و تورمی، ریسک سرمایه‌گذاری را بالا می‌برد.

۴. افزایش هزینه تولید

تولیدکننده‌ای که مواد اولیه، ماشین‌آلات یا قطعات وارداتی مصرف می‌کند، با افزایش نرخ ارز با هزینه بالاتری مواجه می‌شود. این افزایش هزینه در نهایت می‌تواند به قیمت مصرف‌کننده منتقل شود.

۵. افزایش شکاف طبقاتی

تورم یکسان به همه مردم اصابت نمی‌کند. کسانی که دارایی دارند معمولاً امکان بیشتری برای حفظ ارزش ثروت خود دارند، اما مزدبگیران و صاحبان درآمد ثابت آسیب‌پذیرترند.

۶. افزایش نااطمینانی اقتصادی

وقتی فعال اقتصادی نمی‌داند قیمت ارز، مواد اولیه و هزینه تولید چند ماه آینده چقدر خواهد بود، تصمیم‌گیری برای سرمایه‌گذاری، استخدام و توسعه کسب‌وکار دشوارتر می‌شود.

مسئله اصلی یک عدد نیست

اشتباه است اگر تمام مشکلات اقتصاد را فقط به نرخ ارز نسبت دهیم. نرخ ارز خود می‌تواند نتیجه مجموعه‌ای از مشکلات ساختاری باشد؛ از تورم و کسری بودجه گرفته تا رشد نقدینگی، ضعف سرمایه‌گذاری، ناترازی‌های اقتصادی، محدودیت‌های تجاری و کاهش اعتماد به آینده اقتصاد.

در واقع، نرخ ارز بیشتر شبیه دماسنج اقتصاد است تا خود بیماری.

اگر دماسنج عدد بالایی نشان می‌دهد، شکستن دماسنج مشکل را حل نمی‌کند.

پرسش بزرگ اقتصاد ایران

پرسش امروز فقط این نیست که فردا ریال عمان چند تومان خواهد شد.

پرسش بزرگ‌تر این است:

چرا ارزش پول ملی باید آن‌قدر کاهش پیدا کند که یک ریال عمان برای خرید آن به بیش از نیم میلیون تومان نیاز داشته باشد؟

این سؤال دیگر صرفاً یک سؤال ارزی نیست؛ سؤال درباره قدرت خرید مردم، آینده

تولید، سرمایه‌گذاری، اشتغال و اعتماد عمومی به اقتصاد است.

وقتی پول ملی ضعیف می‌شود، در نهایت هزینه آن را فقط بازار ارز پرداخت نمی‌کند؛ بخشی از هزینه را مردم، کارگران، کارآفرینان و تولیدکنندگان از جیب خود می‌پردازند.

و شاید تلخ‌ترین بخش ماجرا همین باشد:

سقوط ارزش پول ملی، فقط سقوط یک عدد روی تابلوی صرافی نیست؛ سقوط بخشی از قدرت خرید زندگی مردم است.

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا

Adblock رو غیر فعال کنید