محمود، کارگر کارخانه «سانی»، داشت آخرین پنکه را در جعبهاش میگذاشت. ساعت ۱۴:۴۵ بود؛ ساعتی که تا همین دیروز، فقط پایان یک روز کاری معمولی را نشان میداد، اما امروز، آغاز عزایی بیانتها بود. شیفت او تا ساعت ۱۶:۰۰ ادامه داشت، اما در این لحظه، زمان معنایی نداشت. انگار تمام ثانیهها ایستاده بودند تا فاجعهای را در آغوش بکشند.
ناگهان، زمین زیر پایش لرزید. نه لرزش عادی که عادت کرده بود، بلکه غرشِ هولناکی که انگار از دل زمین برمیخاست. سوله «سانی» فرو نریخت، اما موجِ سهمگینِ انفجار، شیشههایش را چون اشکهای شکسته بر زمین ریخت و غباری تیره، چون پردهای ماتمگون، همه جا را پوشاند. فریادهای وحشتزدهای که از سوله «آرشهکار»، کارخانه روبرویی، بلند شد، چون پتکی بر قلب محمود فرود آمد. چشمهایش، که تا لحظاتی پیش، جزئیاتِ ظریفِ بستهبندی را میدید، حالا تنها سیاهیِ ویرانیِ کارخانه همسایه را میدید. خبر، مثل زخمی عمیق، در جان کارگران «سانی» دوید: «کارخانه آرشهکار هدف قرار گرفته… پانزده نفر شهید شدند!» پانزده نفر از همکارانشان، کسانی که همین چند دقیقه پیش، شاید در حالِ عبور از روبروی کارخانه «سانی» بودهاند، حالا دیگر نبودند.
دو روز بعد، شهرک صنعتی جی، نه با صدای چرخدندهها، که با سکوتِ سنگینِ تشییع جنازه، معنا پیدا کرد. محمود، در میان انبوهِ عزاداران، به جعبههای خالی پنکه در ذهنش میاندیشید. جعبههایی که قرار بود پر از زندگی باشند، اما حالا تنها، نمادی از خلائی بودند که جایِ پانزده کارگرِ «آرشهکار» را گرفته بود. غم، گلویی را میفشرد که با اشکهای ناگفته، با حسرتِ وظیفهای ناتمام، با یادِ کسانی که دیگر به خانههایشان بازنگشتند، و با درکِ این حقیقتِ تلخ که چرخِ زندگی، گاهی بر ویرانههایِ انسانها میچرخد، گره خورده بود.
اما در همان تاریکیِ عمیقِ عزا، جرقهای از روحی سرکش در دلِ محمود و همنوعانش شعله کشید. ایرانی بودن، یعنی همین. یعنی در دلِ تلخترینِ حوادث، ایستادگی کردن. یعنی وقتی دشمن، کارخانه همسایه را ویران میکند، تو در کارخانه خودت، با عزمی راسختر، دوباره بنا کنی. یعنی نشان دهی که هیچ موشکی، هیچ انفجاری، نمیتواند ارادهی مردمی را که پایِ وطنشان ایستادهاند، بشکند. این زخم، اگرچه عمیق است، اما ما را قویتر میکند، چون تاریخِ پر افتخارِ این سرزمین، گواه است که ایرانیان، همیشه در سختترینِ دورانها، با تکیه بر هم، بر ویرانهها، دوباره ساختهاند و پرچمِ اقتدار و ایستادگی را برافراشته نگه داشتهاند.









