
هنوز هستند انسانهایی که ایران را با امید میسازند
گاهی یک شهر را نه خیابانهایش زنده نگه میدارند، نه برجهای بلندش، نه آمارهای اقتصادی و نه تیترهای پر زرق و برق رسانهها. یک شهر را آدمهایش زنده نگه میدارند. آدمهایی که وقتی میتوانستند فقط برای خودشان زندگی کنند، تصمیم گرفتند سهمی از آرامش، امید و آینده دیگران را نیز بر دوش بکشند.
تاریخ ایران، هرگز ثروتمندان را به خاطر ثروتشان به خاطر نسپرده است. مردم این سرزمین، دلشان را به کسانی سپردهاند که از دارایی خود پلی برای آسایش دیگران ساختهاند. به پوریای ولی، که نامش قرنهاست با جوانمردی گره خورده است. به حاج حسین آقا ملک که ثروتش را وقف فرهنگ و مردم کرد. به امیرکبیر که نامش با آبادانی ایران ماندگار شد. مردم ایران خوب میدانند چه کسی برای خود میسازد و چه کسی برای مردم.
این روزها که امید، گاهی کمیابتر از هر سرمایهای شده است، هنوز هم هستند کسانی که بیهیاهو، آجر روی آجر میگذارند؛ نه فقط برای ساختن ساختمان، بلکه برای ساختن آینده.
در میان این نامها، صرامی برای بسیاری از مردم اصفهان تنها یک سرمایهگذار نیست؛ او برای عدهای نماد این باور است که میتوان در همین سرزمین، با وجود همه دشواریها، در زمان تحریم ، بدونه منابع مالی بانک پروژههایی آفرید که هزاران خانواده از برکت آنها نان، امنیت شغلی و امید به آینده داشته باشند.
روایت زندگی او نیز از همان داستانهایی است که کمتر شبیه افسانه و بیشتر شبیه حقیقت است؛ کودکی که کار را از سادهترین فعالیتهای اقتصادی آغاز کرد و سالها بعد نامش با پروژههایی چون اصفهان سیتیسنتر، شهرک سلامت، بیمارستان ملل ، هتل ، شهر دانش و شهر سالمندان و کارخانجات زیادی گره خورد؛ پروژههایی که هر کدام فراتر از یک سازه، تلاشی برای پاسخ دادن به بخشی از نیازهای جامعه هستند.
شهرک سلامت، شاید بیش از هر پروژه دیگری، فلسفه نگاه او را روایت میکند. جایی که قرار است بیمار، پیش از آنکه با دستگاهها روبهرو شود، با احترام روبهرو شود. جایی که معماری، خدمات، نظم، امنیت، آرامش و کرامت انسانی، همگی در کنار درمان معنا پیدا کنند. خانوادهای که با نگرانی وارد چنین مجموعهای میشود، اگر حتی بخشی از اضطرابش در سایه این احترام و نظم کمتر شود، همان خود نوعی درمان است.
احترام به انسان، فقط در اتاق پزشک معنا پیدا نمیکند. از نظم محیط، رفتار کارکنان، امنیت مجموعه، فضای معماری، دسترسی آسان و کیفیت خدمات گرفته تا تلاش برای بهرهگیری از فناوریهای نوین پزشکی، همگی میتوانند نشان دهند که در طراحی یک مجموعه، انسان در مرکز توجه قرار گرفته است.
چند روز پیش، این نگاه از زاویهای دیگر نیز مورد توجه قرار گرفت. سید نوید کلهرودی، پژوهشگر علوم سیاسی و اندیشه سیاسی، پس از بازدید از مجموعههایی که باور صرامی ایجاد نموده ، در یادداشتی که در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرد، از او به عنوان یکی از ایرانیانی یاد کرد که به باور او، در سختترین روزها نیز دست از ساختن برنداشتهاند. او نوشت که کارآفرینی صرامی از فعالیتهای ساده دوران کودکی آغاز شده و امروز به مجموعههایی رسیده است که از ایجاد فرصتهای شغلی تا سرمایهگذاری در سلامت و پروژههای توسعهای را در بر میگیرد.
در بخشی از این یادداشت، کلهرودی بر این نکته تأکید میکند که کشور با وجود همه دشواریها، هنوز به واسطه انسانهایی که به جای ناامیدی، ساختن را انتخاب میکنند، میتواند به آینده امیدوار باشد؛ کسانی که به جای حذف دیگران، به همکاری و خلق فرصت میاندیشند.

شاید راز ماندگاری نام بعضی انسانها همین باشد. مردم، ساختمانها را فراموش میکنند، اما احترامی را که دیدهاند، فراموش نمیکنند. مردم، اعداد و ارقام را از یاد میبرند، اما دستی را که در روزهای سخت، گرهی از کارشان باز کرده باشد، سالها در خاطر نگه میدارند.
ثروت، روزی به پایان میرسد. قدرت، روزی جابهجا میشود. شهرت، روزی رنگ میبازد. اما خدمت، اگر از دل برخیزد، در دل مردم میماند؛ و آنچه در دل مردم جای گرفت، با گذر زمان کمرنگ نمیشود.
شاید ایران امروز، بیش از هر چیز، به همین آدمها نیاز دارد؛ آدمهایی که باور دارند ساختن، از ویران کردن دشوارتر است، اما ماندگارتر.
و سعدی، قرنها پیش، پایان این روایت را بهتر از هر نویسندهای نوشته بود:
عبادت به جز خدمت خلق نیست
به تسبیح و سجاده و دلق نیست.








