اجتماعی

وقتی مردم، ناجی خود را نمی‌شناسند؛ روایتی تلخ از بهای بیدار کردن یک جامعه

گاهی تاریخ، عجیب‌ترین تناقض‌هایش را نه در میدان جنگ، بلکه در رفتار مردمی نشان می‌دهد که جنگ برای آنان آغاز شده است.

گاهی تاریخ، عجیب‌ترین تناقض‌هایش را نه در میدان جنگ، بلکه در رفتار مردمی نشان می‌دهد که جنگ برای آنان آغاز شده است.

روایتی نقل می‌کند که وقتی «ارنست چه‌گوارا» با کمک یک چوپان خبرچین دستگیر شد، از آن چوپان پرسیدند: چرا مردی را لو دادی که برای آزادی شما مبارزه می‌کرد؟ پاسخ ساده و تلخ بود: «جنگ‌های او گوسفندان مرا می‌ترساند.» در حکایتی دیگر، «محمد کریم» پس از مقاومت در برابر نیروهای فرانسوی در مصر و شکست، به اعدام محکوم شد. ناپلئون که نمی‌خواست مردی را که برای آزادی سرزمینش جنگیده بود بی‌دلیل اعدام کند، به او پیشنهاد داد در ازای پرداخت غرامت، جانش را نجات دهد. محمد کریم پولی در اختیار نداشت و وعده داد از تاجران شهر کمک بگیرد. روزها او را در حالی که در زنجیر بود، میان بازارها گرداندند تا شاید کسی برای آزادی‌اش قدم پیش بگذارد؛ اما تاجران نه‌تنها حاضر به پرداخت پول نشدند، بلکه برخی او را عامل نابسامانی اقتصادی و خسارت‌های جنگ می‌دانستند. او دست خالی نزد ناپلئون بازگشت. در ادامه این روایت، ناپلئون به او می‌گوید که دیگر راهی جز اعدامش باقی نمانده است؛ نه به دلیل جنگیدن با سربازان فرانسوی، بلکه به این دلیل که برای مردمی جنگیده که منافع شخصی و پول را بر سرنوشت سرزمینشان مقدم دانسته‌اند. چه این روایت‌ها را تاریخ بدانیم و چه حکایت‌هایی نمادین، پیام مشترکشان روشن است: گاهی بزرگ‌ترین شکست یک جامعه، شکست در میدان جنگ نیست؛ ناتوانی در تشخیص ارزش کسانی است که برای آینده آن جامعه هزینه می‌دهند. جامعه‌ای که آزادی، اصلاح و پیشرفت را فقط زمانی ارزشمند می‌داند که هیچ هزینه‌ای برایش نداشته باشد، ممکن است روزی متوجه شود کسانی که برای بیداری‌اش جنگیدند، دیگر در میان او نیستند. سقراط نیز در روایتی مشابه، به نمادی از همین تراژدی تبدیل شده است؛ انسانی که تلاش کرد جامعه خود را به اندیشیدن وادارد، اما در نهایت قربانی همان جامعه شد. شاید تلخ‌ترین حقیقت این باشد: هر جامعه‌ای که آمادگی بیدار شدن نداشته باشد، ممکن است ابتدا بیدارکننده‌اش را پس بزند، سپس او را محکوم کند و سرانجام، سال‌ها بعد، تازه بفهمد چه چیزی را از دست داده است. و تاریخ، با حافظه‌ای بی‌رحم، معمولاً قضاوت نهایی را دیر انجام می‌دهد؛ اما فراموش نمی‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا

Adblock رو غیر فعال کنید